رؤياها و ضد رؤياها

10 

اتوبيوگرافي حسن نايب آقا

Description

معمولتريناشتباهمردم اين استكه »نثاركردن «را  با »ترك «چيزها،محروم شدن وقرباني گشتن يكي ميدانند.كساني كه هنوز منشهاي آنان به اندازة كافي رشدنيافته واز مرحلةگرفتن،سود بردن واندوختن فراترنرفته اند،ازكلمة نثاركردن دركي همانند مفهوم فوق دارند. شخص تاجر مسلك هميشه حاضراست چيزي بدهد،ولي فقط درصورتيكه بتواند متقابلاً چيزي بگيرد؛ دادن بدون گرفتن براي او به منزلة  فريب خوردن است.مردمي كه جهت گيري اصلي آنان بارور نيست، احساس مي كنند كه نثاركردن فقرميآورد.به همين علت اكثر اين افرادازنثاركردن پرهيز ميكنند

براي كسيكه داراي منشي بارآور وسازنده است، نثاركردن مفهوم كاملاًمتفاوتي دارد.نثاركردن عاليترين مظهرتوان انساني است.درحين نثاركردن است كه من قدرت، ثروت وتوانايي خويش را احساس ميكنم. درك نيروي حياتي وقدرت دروني،كه بدينوسيله به حد اعلاي خود ميرسد، مرا غرق درشادي ميكند. من خود را لبريز،فياض،زنده ودرنتيجه شاد احساس ميكنم.

نثار كردن ازدريافت كردن شيرين تراست.نه به سبب آنكه ما به محروميتي تن در مي دهيم،بلكه به اين دليل كه شخص در عمل نثاركردن زنده بودن خود را احساس ميكند

امابخشيدن چيزهاي مادي چندان اهميتي ندارد. بخشيدني كه واقعاً ارزنده است، اختصاصاً درقلمرو حيات انسان است.يك انسان چه چيز را به ديگري نثارميكند؟اواز خودش يعني گرانبهاترين چيزي كه دارد وازحياتش نثار ميكند. او، باچنين بخششي از زندگي و حيات خويش،فرد ديگري را احيا ميكند و درضمن افزودن احساس زندگي درخويش،احساس زنده بودن در ديگري را بارورتر ميسازد

اريش فروم  هنر عشق ورزيدن