رؤياها و ضد رؤياها

اتوبيوگرافي حسن نايب آقا
دانشمندان علوم انساني و روانكاوان پيشتاز جهان معتقدند چند نوع عشق وجود دارد: عشق مادرانه، عشق پدرانه، عشق به‌خود، عشق جنسي و عشق به‌بني نوع انسان يا عشق برادرانه و…
فروم مي‌گويد: «عشق برادرانه احساس مسئوليت، دلسوزي، احترام و شناختن همة انسانها و آرزوي بهتر كردن زندگي ديگران است. اگر توانايي دوست داشتن در ما تكامل‌يافته باشد، چاره‌يي جز دوست‌داشتن مردم نداريم. در عشق برادرانه احساس پيوند با تمام انسانها وجود دارد. احساس همدردي مشترك و احساس يگانگي… عشق به‌ناتوانان و فقرا و بيگانگان شروع عشق برادرانه است. گوشت و خون خود را دوست داشتن، كار فوق‌العاده‌يي نيست. حيوانات نيز بچه‌هاي خود را دوست دارند. كودك مادر و پدر خودش را دوست دارد، زيرا به آنها احتياج دارد. فقط در كساني كه منفعت و قصدي وجود ندارد، شكفتن عشق آغاز مي‌شود».
در ابتداي سفر طولاني فكر مي‌كردم عشق زاييده تغيير و تحولاتي است كه به‌مناسبت ديدن فرد ديگري در مغز و درون آدمي به‌وجود مي‌آيد، اما بعد فهميدم كه «زيباترين يا زشت‌ترين تمايلات آدمي هيچ كدام جزئي از يك طبيعت تغييرناپذير و بيولوژيك او نيست. بلكه از سير يا فرآيند اجتماع كه آفرينندة انسان است، نتيجه مي‌شود. طبيعت آدمي و انفعالات و اضطرابهاي او محصول فرهنگ اجتماعند و خود انسان مهمترين مخلوق كوشش مداوم بشر است» كه به‌آن تاريخ مي‌گويند و محتوايش سير مداوم از قلمرو ضرورت به قلمرو آزادي است تا روزي كه بني نوع انسان به‌جامعه ايده‌آل خود برسد.
من هولناكترين وقايع، غم‌انگيزترين لحظات، معصومانه‌ترين نگاهها و زيباترين چهرة انساني را رؤيت كردم؛ به‌پرشورترين ترانة انساني گوش فرادادم؛ بر پاكترين گونة انساني بوسه زدم و عروج و هبوط انسان را در چهارگوشة جهان مشاهده نمودم.
در اتوبيوگرافي شتابزده‌ام، نامها، تصويرها و اسناد زيادي غايب هستند. بسياري از آنها در غارت آخوندها و پاسداران عهد ماموتها به‌خانه‌امان در تهران و برخي از آنها در حمله و هجوم همتايان فرنگي‌مآبشان در ژنو و پاريس و … به‌يغما رفتند و هيچ‌ چيز برايم باقي نگذاشتند و اسباب شرمساري مرا از دوستان و ياران قديم فراهم نمودند. اما آن چه نتوانستند از من بگيرند قلبي براي عشق‌ورزيدن و آزادي بود كه استادان بزرگ هنر زيستن در سينه‌ام كاشتند تا آن را از منجلاب پس‌ماندگي و ابتذال و سوداگري حفظ كرده و به‌بني نوع آينده انسان برسانم. در پارلمان اروپا، به‌نمايندگان صدها ميليون تن از مردم جهان گفتم «انسان پيروز مي‌شود» و چنين خواهد شد!

حسن نايب‌آقا ـ پاريس
بهار 1388