انسان مدرن و آينده

مفهوم جديد از خودبيگانگي انسان همان ايدة قديمي بت‌پرستي است. انسان ازخود بيگانه‌شده، در برابر كار و شرايطي كه خودش به‌وجود آورده است، سرفرود مي‌آورد. كالا و شرايط كار، خدايان او شده‌اند. زماني كه او تجربة خودش به عنوان حامل خلاق زندگي را فرومي‌گذارد، آنها بالاتر از او و در برابرش مي‌ايستند.

انسان مدرن فكر مي‌كند قرباني‌كردن فرزندان در برابر الهة آتش، ايدة بت‌پرستي دوران قديم است. او از پرستش خداي آتش يا خداي جنگ يا خداي عشق (ونوس) سرباز مي‌زند، اما همان خدايان را، تحت نامهاي ديگر، پرستش مي‌كند.

امروز بتها حرص و آز فزاينده براي پول، زور، مصرف، قدرت نظامي، تجارت و دولت مي‌باشند. هرقدر انسان بتهاي خود را قويتر و شكوهمندتر مي‌سازد، خودش فقيرتر مي‌گردد. به‌جاي شادماني، احساس نگراني و وحشت؛ به‌جاي زندگي، شيفتة ابزارهاي مكانيكي؛ به‌جاي رشد در جستجوي ثروت و به‌جاي «بودن» به«‌داشتن» و «مصرف» روي مي‌آورد.

اريش فروم